افتخار من....
توی این روزهای کرونایی نمیدونم چی میشه عاقبت ما... ولی من چون شما دوتا فندق رو دارم غمی ندارم دلم به شماها خوشه . نمیدونم کی آزادیهای قبل از کرونا رو بدست میاریم دوباره و میتونیم به روزمرگیهای زندگی قبل از کرونا بپردازیم . چون واقعا دلم تنگ شده واسه اون روزا... واسه همه ی عزیزانم که از بهمن ماه به بعد ندیدمشون .... فقط چهار پنج بار تو این مدت بابام اینا رو دیدم . نمیدونم تا کی میتونیم اینجوری تحمل کنیم شما دوتا فندق هم از بس قرنطینه تو خونه اید حوصلتون به شدت سر رفته و نق میزنین و من و بابایی هم نمیدونیم چیکار کنیم واقعا... خوب از اینا که بگذریم عکس پسر نمونه ی مدرسه رو بزارم که کلی مامانی ذوقت کرد و به بودنت افتخار کردم شیرمردم. ...
نویسنده :
فریما
16:04




